|
به خدا نمیتونم عاشق نباشم!!!! |
|
|

بسته کس به من دل...
چو تخته پاره بر موج...
رها رها اهایم..
ز من هر انکه بودو چو دل به سینه نزدیک...
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من...
نه جشم دل به سویی.
نه باده در سبویی..
که تر کنم گلویی...
به یاد اشنا مرد...
ستاره ها نهفتم...
در اسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
ستاره ها نهفتم
در اسمان ابری.....
دلم گرفته ای دوست.....
هوای گریه با من....
دلم گرفته ای دوست.........
هوای گریه با من........
+ حکاکی شده در شنبه هفتم آبان 1390وقتی خورشید رقم میزد 3:34 از دل N!n@S
مرحم زخم من هموست که زخم بر دلم زده ست زلف سیاه اگر نهد به زخم خون فشان من معجزه می کند مرا دست مزن اگرچه عمر من به سر رسد. گوش سپرده ام به باد چشم دوخته ام سوی افق اگر ز ره رسد شفا دهد چشم مرا زبان او ترانه خوان من بود وچشم او نگاه روح من طبیب من دوای درد من کجاست؟ مرحم زخم من کجاست؟ نشان از او بیاورید در این دم آخرین عمر من. طبیب من دست به زخم من نزن
+ حکاکی شده در شنبه شانزدهم آبان 1388وقتی خورشید رقم میزد 15:53 از دل N!n@S |
حسرت تو را هنوز با خود دارم
بی هیچ کم و کاستی هنوز براین خیالم که می شود دوباره تو را نوشت چه بر کاغذ کاهی چه برگ سفید آ ۴ با مداد یا خودکار آبی بیک با زغال بروی دیوار همسایه بر دل یا...
+ حکاکی شده در جمعه پانزدهم آبان 1388وقتی خورشید رقم میزد 4:11 از دل N!n@S |
واژه ها جامعه هایی رنگین برای احساس اند و سکوت پیمانه ای لبریز از کلمات منتظر نگاه مشتاق من , پاسخ سلام های خود را میان لبان بسته می جوید ...... من عشق را از دل داغ یک ستاره دزدیدم و خلوص را میان شعله های سرخ شراب نوشیدم معنی نوازش را از میان دست های نرم موج ربودم وقار را میان برگ های سبز سپیدار یافتم اینجا لحظه ها شاهد عریان ماندن کلماتند .
+ حکاکی شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388وقتی خورشید رقم میزد 22:16 از دل N!n@S |